تبليغاتX
*** بصیرت ***
*** بصیرت ***
o basirat313.blogfa.com
خانه آرشیو عناوین مطالب وبلاگ RSS
-------------------------------------------------------------------------------------- آمار گیر آپلود عکس
!!!ادب مرد به ز دولت اوست
موضوع: مطالب و موضوعات سیا30 یکشنبه 14 آذر1389 2:15

سبز اندیشانی که بعضا پس از دیدن مطالب افشا کننده ماهیت فتنه گران در کامنت هایشان ما را از ناسزا و فحش های رکیک بی نصیب نمی گذارند را یادآور این شعارشان می شوم که :

ادب مرد به ز دولت اوست

البته ما از همان ابتدا هم می دانستیم که صرفا شعاری بیش نیست

نوشته شده توسط عباس | لینک ثابت |

روضه مادرم زهرا را بر سر قبرم بخوانید
موضوع: ره یافتگان چهارشنبه 6 اردیبهشت1391 23:33

  حاج آقا دیانی از دوستان آقا مجتبی ایستاد به قبله، مجتبی جلوی پیش نماز، نماز ظهر و عصر را خواندیم. نماز که تمام شد، آقا مجتبی به من تاکید کرده بود که روضه مادرش حضرت زهرا(س) را سر قبرش بخوانیم .

خبرگزاری فارس: روضه مادرم زهرا را بر سر قبرم بخوانید

 

به گزارش گروه  «حماسه و مقاومت» خبرگزاری فارس، سید مجتبی علمدار، به سال چهل و پنج، در هنگامه سحر به دنیا آمد، آقا سید مجتبی اولین صدائی را که در این جهان هستی، پس از اولین لحظه تولدش شنید، اذان صبح بود.

«شهید سید مجتبی علمدار، فرمانده گروهان سلمان از گردان مسلم ابن عقیل، لشکر 25 کربلا بود.»

من و مجتبی ساروی هستیم، «مازندرانی». من هر کجا که مجتبی بود، حاضر بودم، مجتبی همیشه می گفت: علیرضا خیلی دوست دارم مانند مادرم«حضرت زهراء(س)» شهید بشوم.

آن شب «عملیات والفجر 10»، به سمت سه راهی دجیله پیش می رفتیم، آتش دشمن لحظه ایی قطع نمی شد، و آرزوهائی مجتبی شنیدنی تر شده بود، تیربارها مانند، بلبل می خواندند، مجتبی تیر خورد، گلوله گرینف بود. گرینف گلوله عجیبی دارد، تیرخورد به بازوی مجتبی، بالای آرنج، دست مجتبی را خرد کرد و گلوله عمود فرو رفت به پهلوی مجتبی، بازوی مجتبی شکست، پهلویش را شکافت.

مجبتی می گفت: فدای مادرم بشوم، مادرم زهراء(س) که آن نانجیبان، پهلویش را شکستند و بازویش را، هوا تاریک بود، وقتی گلوله خوردم، حس غریبی از همه یازهراء های که گفته بودم ریخت توی دلم. تیرخورد به پهلویم، یاد پهلوی مادرم فاطمه بودم.

حس کردم دستم قطع شده، پهلویم را درد شدیدی پیچیده بود، شدت گلوله استخوان را خرد کرده، دستم را پیدا نمی کردم کجاست، چرخیده بود بالای سرم. آرام بر گرداندم و یاد مادرم بودم که چه کشید در آن غربت و تنهائی.

مجتبی که در عملیات والفجر10 زخمی سختی شده بود، در بیمارستان بوعلی سینا ساری بستری بود.

من هم چند تایی تیر خورده بودم، از بیمارستان که به خانه برگشتم، عصا زنان سراغ آقاسیدمجتبی رفتم. شده بودم یک پا پرستار مجتبی، دو سه ماهی مجبتی بستری بود، دیگر از آن هیکل ورزشکاری و قامت برافراشته و رشید، شده بود پوست و استخوان، مثل یک گنجشک زخمی زیر باران، افتاده بود روی تخت. بچه های جبهه ایی می آمدند و می‌رفتند، سید مجتبی چون پهلویش را تیر شکافته بود، کلسترومی شده بود، یک وضعیت بسیار سخت برای یک مجروع جنگی، به همین خاطر بوی نابه هنجاری فضای اتاق را گرفته بود. بعضی از بچه ها مجبور بودند، جلوی بینی و دهان شان را بگیرند.

مجتبی می گفت: بچه ها این بوی ظاهر من است که شما را این همه بی طاقت کرده و مجبورید جلوی دهان و بینی تان را محکم بپوشانید، وای به روزی که بوی باطن ما را خدا آزاد کند، آن وقت است که معلوم می شود چه بلائی سرتان می آورد.

«آقاسید مجتبی البته این ها را از روی اخلاصی که داشت می گفت، وگرنه مجتبی یک جوری دیگر بود. خیلی خاص.»

روزگار گذشت، جنگ گذشت و مجتبی احوالی دیگر داشت، فرق داشت با خیلی از جنگ برگشتگان، همان حالات عرفانی را حفظ کرده بود و یک ذره از آن روحیات جبهه ائی اش تنزل نکرده بود.

یک روز بهم گفت: علی رضا، آروزی مهمی دارم!

گفتم: چه آرزوئی؟

گفت: دلم می‌خواهد خانه خدا نصیبم بشود.

مجتبی که آرزو می کند، ناگهان به لطف مادرش خانم فاطمه الزهراء(س) خیلی زود بر آورده می شود.

آقاسید مجتبی، مداح اهلبیت بود و یک جائی روضه غریبی از مادرش فاطمه الزهراء(س) می خواند.

آقارحیم یوسفی، اهل گرگان، توی آن مجلس وقتی ضجه های آقا مجتبی را برای رفتن به حج می شنود، بعد جلسه غروب زنگ می‌زند به خانه آقا سید مجتبی و می گوید: آقا سید مجتبی، آرزوئی که داشتی بر آورده شده، می روی حج، چون آقا مجتبی عضو رسمی سپاه بود، باید مجوز خروج هم می گرفت.

می رود ستاد مرکزی سپاه تهران، آن روز کلی دوندگی می‌کند، موفق نمی شود، دیگر داشت، تعطیل می شد، مجتبی می رود توی محوطه، بین درختان، می نشیند، آنجا گریه می کند، می گوید: یازهراء من گیر افتادم، اگر امروز اینجا کارم درست نشود، همچی بهم می خورد، بلند می شود، می رود، می بیند، کارش خدائی درست شده است. صدا می کنند: بیا این نامه ات برو.

رفت مکه و مدتی بعد برگشت، رفتیم پیشوازش، بغلش کردم، بوئیدمش، بوسیدمش. رفتیم جای خلوتی، مجتبی گریه کرد، من گریه کردم، گفت: علیرضا، عرفات بوی شلمچه میداد.

یک روز توی عرفات، جای خلوتی یافتم، جائی که من بودم و دلم بود، دست بردم خاک عرفات را بوئیدم.

ـ گفتم: عرفات، بی معرفت، بوی شلمچه می دهی!

و من دلم را آنجا حسابی خالی کردم، سبک شدم.

سید مجتبی علمدار بعد از بازگشت عمره مفرده، دیگر با قبل فرق داشت، یک جورائی دیگه، پرستو شده بود و سکوی پرواز می خواست.

سال هفتاد و پنج، بر اثر جراحت ناشی از جنگ، این آخری بیمارستان امام ساری بستری شد.

روز آخری، آقایحیی کافوئی بالای سرش، غروب بود، می گفت: همین که اذان مغرب شد، مجتبی چشم اش را باز کرد، بین اذان بود، گفت: «تو که آخر گره را باز می کنی، پس چرا امروز و فردا می کنی؟»

هنوز اذان تمام نشده بود که سید مجتبی چشم هایش را بروی دنیا بست و پرستو شد و پرید.

تشیع جنازه مجتبی یک حال هوائی غریبانه ائی داشت، شلوغ بود، اشک و بود، روضه بی بی دو عالم، فاطمه زهراء(س)

مجتبی به من گفته بود: روز شهادتش، بعد از تشیع، توی قبر که گذاشتن اش، اذان بگویم، وقتی مجتبی را گذاشتیم توی قبر، صدای اذان ظهر بلندگو، بلند شد، آن وقت من ایستادم، رو به قبله، کنار قبری که مجتبی را گذاشته اند.

اذان گفتم....

اذان که تمام شد، مجتبی توی قبر آرام خوابیده است، هنوز سنگ لحد را نگذاشته ائیم.

حاج آقا دیانی از دوستان آقا مجتبی ایستاد به قبله، مجتبی جلوی پیش نماز، نماز ظهر و عصر را خواندیم.

نماز که تمام شد، آقا مجتبی به من تاکید کرده بود که روضه مادرش حضرت زهرا(س) را سر قبرش بخوانیم .

سید مجتبی وصیت کرده بود، آن شال سبزی که در هنگام روضه خوانی اشک هایش را پاک می کرد و کمرش را می بست، داخل قبرش بگذاریم.

مجتبی گفته بود، روضه که می خوانید، هنگام گریه صورت های تان را داخل قبر بگیرید، جوری گریه کنید که اشک های تان بریزد توی قبرم...

ـ روضه مادرش فاطمه زهراء(س) بود.

آقارضا کافی، مداح اهلبیت ساروی، ایشان روضه می خواند، گریه می کردیم و اشک های مان می چکید داخل قبر، روضه حضرت زهراء(س) روی قبر خوانده شد، سنگ لحد را گذاشتیم و خاک ریختیم و سید مجتبی رفته بود بهشت...

ما برگشتیم به زندگانی...

«آقا سید مجتبی، روز یازدهم دی ماه 1345 هنگام اذان صبح بدنیا آمد و یازدهم دی ماه هفتاد و پنج، هنگام اذان مغرب شهید شد و درست هنگام اذان ظهر به خاک سپرده شد.

«شهید سید مجتبی علمدار مداح اهلبیت و روضه خوان فاطمه الزاء(س) رفت بهشت مهمان مادرش شد.»

 نویسنده: غلامعلی نسائی


نوشته شده توسط عباس | لینک ثابت |

به بهانه شهادت آن بانوی دو عالم
موضوع: پیامهای تقویم مذهبی چهارشنبه 6 اردیبهشت1391 0:55

اسرار نام های حضرت فاطمه (س)


حضرت امام صادق (ع) فرمود: فاطمه نزد خدای تعالی 9 اسم دارد فاطمه، صدیقه، مبارکه، طاهره، زکیه، راضیه، مرضیه، محدثه و زهرا.

به گزارش ایسنا حضرت امام صادق (ع) فرمود: فاطمه نزد خدای تعالی 9 اسم دارد: فاطمه، صدیقه، مبارکه، طاهره، زکیه، راضیه، مرضیه، محدثه و زهرا.

فاطمه:
رسول خدا فرمود: زیرا او و شیعیانش از آتش جهنم قطع شده‌اند. (فاطمه به معنای قطع‌شده و بریده است.) و نیز امام صادق (ع) فرمود: زیرا او از هر شر و بدی بریده شده است و نیز چون مردم از رسیدن به معرفت کامل او قطع شده اند.

صدیقه :
زیرا او هرگز در زندگی جز راست نگفت و هر آنچه پدر بزرگوارش فرمود، تصدیق کرد.
رسول خدا به امیرالمومنین فرمود: یا علی، من به فاطمه سفارش‌هایی کرده ام که به تو بگوید. او هر چه گفت بپذیر، زیرا او راستگوست، بسیار راستگو.

مبارکه:
برکت به معنای خیر فراوان است و از فاطمه نسل فراوانی به عالم اسلام هدیه شده . لذا در بعضی از تفاسیر آمده است که در آیهی « انا اعطیناک الکوثر» ( ای رسول گرامی ما به تو خیر کثیر عطا کردیم) منظور، فاطمه (س) است.

طاهره:
امام باقر (ع) فرمود: زیرا او از هر ناپاکی ظاهری و هر گونه ناپاکی دامن، مبری است.
و نیز طبق روایات متعدد، آیه تطهیر( انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهرکم تطهیرا) درباره حضرت فاطمه نازل شده است. پس فاطمه طاهره است زیرا هر گونه رجس و پلیدی و ناپاکی از وجود مقدسش دور است.

زکیه:
زکاه هم به معنای رشد و نمو و هم به معنای طهارت است، بنابراین زکیه هم یعنی از فاطمه نسل پرباری پا به عرصه وجود خواهد گذاشت و هم اینکه او وجودی است پاک و طاهر .

راضیه:
زندگی کوتاه حضرت فاطمه با غم و اندوه و نیز با تلاش و سختی همراه بود. او زندگی بسیار مشکلی را پشت سر گذاشت ولی هرگز لب به شکایت باز نکرد، بلکه همواره خدای بزرگ را شکر می‌کرد و راضی بود.
روایت شده روزی رسول خداحضرت فاطمه را دید که لباس خشنی بر تن داشت و با دست‌های مبارکش آسیاب می‌کرد در حالیکه طفل کوچک خود را هم شیر می‌داد رسول خدا گریان شد و فرمود: ای دخترکم، تلخی این دنیا را بچش، برای رسیدن به شیرینی آخرت.
حضرت فاطمه نه تنها لب به شکایت باز نکرد، بلکه عرض کرد: ای رسول خدا، من خدا را برای نعمتهایش سپاسگزارم.
و نیز روزی امیرالمومنین از رسول خدا خواست اگر ممکن باشد برای فاطمه مستخدمه ‌‌ای بگیرد، اما رسول خدا تسبیح فاطمه را به آنها تعلیم فرمود. حضرت زهرا پس از شنیدن این دستور پیغمبر اکرم سه بار فرمود: من از خدا و رسولش راضیم.

مرضیه:
تمام کارهای حضرت فاطمه مورد رضایت خدا و رسول بود. رسول خدا هیچ گاه بر فاطمه غضب نکرد، به او خرده نگرفت و برعکس، گاهی می‌فرمود: فداها ابوها. (پدرش به قربانش).
این چنین است که رسول خدا رضای فاطمه را رضای خدا می‌دانست و می‌فرمود: خدا از غضب فاطمه غضب می کند و از رضایت او راضی می‌شود.

محدثه:
امام صادق (ع) در این مورد فرمود: زیرا ملائکه از آسمان فرود می‌آمدند و با او سخن می‌گفتند.
در فرهنگ اسلامى محدثان راستین همواره از حرمت و منزلت ویژه اى برخوردار بوده اند، محدثان و راویان در حفظ و حراست از گنجینه هاى معارف و ارزشهاى دینى و ذخایر گرانمایه مکتب تشیع و رشد و تعالى فرهنگ غنى اسلامى نقش اول را داشته اند و حامل ودایع و امانتهاى گرانقدر الهى و رازدار اسرار آل رسول بوده اند.

زهرا:
امام صادق فرمود: زیرا نور آن بانوی مکرمه در یک روز سه بار برای امیرالمومنین می‌درخشید، و چون در محراب عبادت می‌ایستاد نور درخشنده او برای اهل آسمان می‌ درخشید همانگونه که نور ستارگان برای اهل زمین می‌درخشد.

برخی نامهای دیگر حضرت فاطمه (س)
حصان (محفوظ)، حره (آزاده، شریف)، سیده (بانوی محترم)، عذراء (پرده نشین)، حوراء (فرشته، حوریه)، مریم کبری (مریم برتر)، نوریه (تابناک، درخشنده ) و نام آن بانو در آسمان، منصوره (یاری‌شده) است.

کنیه های حضرت
ام الحسن، ام الحسین، ام المحسن، ام الائمه، ام ابیها.
حضرت فاطمه (س) آن قدر به پدر بزرگوارش محبت می کرد و مادرانه عشق می ورزید که " ام ابیها" (مادر پدرش) لقب گرفت.

نوشته شده توسط عباس | لینک ثابت |

نامه سرگشاده دانشجویان به پادشاه عربستان
موضوع: مطالب و موضوعات سیا30 چهارشنبه 6 اردیبهشت1391 0:44

در پی لغو تجمع دانشجویان خارجی مشغول به تحصیل در ایران که قرار بود به دعوت انجمن اسلامی دانشجویان عراقی تحصیل کننده در دانشگاه‌های ایران انجام شود، دانشجویان خارجی مبادرت به درج نامه سرگشاده‌اي برای اعلام انزجار به دخالت‌های این کشور در سوریه و بحرین به ملک عبدالله پادشاه عربستان کردند.

به گزارش ايسنا، در این نامه آمده است:

خادم حرمين شريفين، جناب آقاي ملك عبدالله!

سلام عليكم

در ابتدا شما را به بازخواني گوشه‌هايي از پيام تاريخي احياگر اسلام ناب محمدي، آيت الله امام خميني، به مناسبت كشتار بي‌رحمانه دودمان رسواي شما در ايام حج سال۱۴۰۷ هجري قمري دعوت مي‌كنيم:

بقیه را در ادامه مطلب بخوانید...


ادامه مطلب
نوشته شده توسط عباس | لینک ثابت |

بلاژویچ : همراه با نیروهای بسیجی ایران با آمریکا می‌جنگم
موضوع: مطالب و موضوعات سیا30 جمعه 25 فروردین1391 10:21

مربی سابق تیم فوتبال مس کرمان گفت: همراه با نیروهای بسیجی ایران با آمریکا می‌جنگم.  

contents day appealing text %d8%af%d8%b3%d8%aa%d9%87%e2%80%8c%d8%a8%d9%86%d8%af%db%8c%e2%80%8c%d9%86%d8%b4%d8%af%d9%87 news analysis news text attractive and hot image political perception text information  بلاژویچ : همراه با نیروهای بسیجی ایران با آمریکا می‌جنگم

به نقل از باشگاه صنعت مس کرمان، میروسلاو بلاژویچ، شخصیت بزرگ فوتبال جهان، تبدیل به یک بمب خبری در دنیای سیاست شده است و تأکید کرده که هیچ قدرتی حتی آمریکا قادر نیست به ایران حمله نظامی ‌کند، زیرا میلیون‌ها جوان غیور ایرانی در قالب نیروهای بسیجی به جنگ تمام عیار با آمریکا می‌پردازند.

وی اظهار داشت : مواضع احمدی‌نژاد در قبال موضوع استفاده صلح‌آمیز از انرژی هسته‌ای بسیار شجاعانه است و من از رئیس جمهور ایران به خاطر چنین شجاعتی حمایت می‌کنم، زیرا من هم مثل احمدی‌نژاد اهل اظهارنظر شجاعانه هستم.

بلاژویچ تصریح کرد : اگر آمریکا به ایران حمله کند، من در خط مقدم جبهه جنگ و با پوشیدن لباس رزم و در کنار بسیجی‌های ایرانی به جنگ با آمریکا می‌پردازم. 

از سوی دیگر محسن شریف‌خدایی سفیر جمهوری اسلامی ایران در کرواسی در مصاحبه با نشریه وچرنی لیست چاپ زاگرب، درباره اظهارات بلاژویچ گفت: این اظهارات از سوی کسی مطرح شده که محبوبیت بسیار گسترده‌ای‌ در ایران برخوردار است و مطمئنا منظور چیرو این است که ایران حق دارد در چارچوب معاهدات بین‌المللی از انرژی هسته‌ای‌ به شکل مسالمت‌آمیز بهره ببرد.

ودرانا رودان نویسنده و خبرنگار مشهور کرواسی در مقاله‌ای‌‌ از مواضع بلاژویچ در قبال موضوع هسته‌ای ایران حمایت کرد و نوشت: به نظرم در شرایطی که آمریکا و صهیونیست صاحب بمب اتم هستند، ایران هم حق دارد بمب اتم داشته باشد.

رودان گفت: لذا از مواضع چیرو به عنوان استاد خودم حمایت می‌‌کنم، هر چند که ایران مطمئنا به دنبال استفاده صلح‌آمیز از انرژی هسته‌ای است، اما حتی اگر هم ایران صاحب بمب اتم شود، ما از ایران حمایت می‌کنیم.

بلاژویچ بعد از این مصاحبه از سوی‌ جامعه یهودیان کرواسی‌ تهدید به مرگ شده است.

نوشته شده توسط عباس | لینک ثابت |

از کوچه‌های مدینه تا خیابان‌های منامه + عکس
موضوع: عکسهای روز جمعه 25 فروردین1391 10:18

فرقی نمی‌کند
در کوچه‌ های مدینه
یا در خیابان های مـنامه؛
دســتِ شـرطـه‌ های حـجاز
هـــمـــیشه ســنگیـــن است…

آیا با دیدن این عکس یاد چادر خاکی مادر شیعیان ام ابیها فاطمه زهرا سلام الله نمی افتید؟


contents day appealing text dell posts text attractive and hot image  از کوچه‌های مدینه تا خیابان‌های منامه + عکس


نوشته شده توسط عباس | لینک ثابت |

اعتقاد به فرقه ضاله بهائيت، شرط اصلي استخدام در من و تو + سند
موضوع: مطالب و موضوعات سیا30 جمعه 25 فروردین1391 9:51

شبكه انگليسي ساخته "من و تو" در جديدترين آگهي استخدام خود چهار شرط اصلي را براي پذيرفته شدن در اين شبكه اعلام كرده است.
به گزارش گرداب به نقل از باشگاه خبرنگاران، "رها اعتمادي" كه فردي بهايي زاده و از خانواده نوكران و خدمتكاران دربار شاه مخلوع است در سال 2010 با همكاري رسمي دربار انگليس و چند نفر از عوامل ديگر شبكه من و تو را كه از همان ابتدا لقب خواهرخوانده بي بي سي فارسي را يدك مي كشيد راه اندازي كرد تا اين شبكه از همان ابتدا با تفكري بهايي - صهيونيستي و ضد ايراني پا به عرصه وجود بگذارد.

شبكه انگليسي ساخته "من و تو" كه كمتر از دو سال است فعاليت خود را با سرمايه گذاري مستقيم انگليسي ها آغاز كرده و با تابلوي فريبنده شبكه اي به اصطلاح اجتماعي و فرهنگي پا به عرصه وجود گذاشت در جديدترين آگهي استخدام خود چهار شرط اصلي را براي پذيرفته شدن در اين شبكه اعلام كرده است.

اعتمادي در جديدترين آگهي استخدام اين شبكه كه در وبلاگش منتشر كرده شروط اصلي را براي پذيرفته شدن به عنوان مجري در اين شبكه را "دارا بودن اجازه اقامت و کار در انگلستان"، "اعتقاد راسخ به فرقه ضاله بهائيت"، "مخالفت با جمهوري اسلامي ايران" و "در اختیار داشتن نوع پوشش بانوان" عنوان مي كند. 

رها اعتمادي از چند سال پيش با پشتيباني همه جانبه و البته غير علني عوامل بي بي سي گروهي به نام "جوانان بدون مرز" را براي ضديت با جمهوري اسلامي ايران راه اندازي كرد و تمامي عناصر همسو با فرقه ضاله بهائيت و ضد جمهوري اسلامي ايران را شناسايي و هسته اوليه من و تو را با آنها شكل داد.

البته پيش از اين هم نقل قول هاي بسياري در خصوص پشت پرده بهائي عوامل و مجريان اين شبكه مطرح بود كه اكنون با فرو افتادن پرده هاي فريب سند رسمي بهائي – صهيونيستي بودن اين شبكه به ظاهر فرهنگي – اجتماعي علني شد.

اگرچه دو شبكه سلطنتي بي بي سي فارسي و من و تو جدا از هم فعاليت مي كنند، اما منبع تغذيه نيرو و مجريان آنها يكي است و عوامل اين دو شبكه در هم تنيده و پشتيبان استراتژيك اهداف ضد ايراني يكديگر هستند.
 

نوشته شده توسط عباس | لینک ثابت |

به‌یادماندنی‌ترین جمله رهبری در سال 90
موضوع: مطالب و موضوعات سیا30 شنبه 19 فروردین1391 16:54
به‌یادماندنی‌ترین جمله حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در سال ۱۳۹۰ از نظر كاربران سایت اینترنتی دفتر حفظ و نشر آثار رهبر انقلاب انتخاب شد.

پایگاه اطلاع‌رسانی Khamenei.ir در روزهای پایانی اسفندماه ۹۰ برای دومین سال پیاپی از كاربران خود خواست تا نظرشان را درباره‌ مهمترین و به‌یادماندنی‌ترین جمله رهبر انقلاب در سال از طریق پیامك و ارسال كامنت ابراز نمایند.

در پایانِ این نظرسنجی كه تا روز ۱۴ فروردین ۹۱ ادامه داشت، جمله مربوط به «پشتیبانی علنی ایران از هرگونه مبارزه علیه اسرائیل» كه در نماز جمعه ۱۴ بهمن‌ماه سال گذشته ایراد شده بود به عنوان مهمترین و محبوب‌ترین جمله انتخاب شد.

همچنین جملات مربوط به «شرایط بدر و خیبر» و «پاسخ به تهدیدهای آمریكا» در جایگاه بعدی قرار گرفتند.

جدول ۱۰ جمله‌ اول محبوب كاربران به شرح زیر است:

بقیه را در ادامه مطلب بخوانید...


ادامه مطلب
نوشته شده توسط عباس | لینک ثابت |

در اردوگاه اشرف چه مي‌گذشت؟
موضوع: مطالب و موضوعات سیا30 چهارشنبه 17 اسفند1390 23:3
از نظر ايدئولوژي سازمان، ‌خانواده اولين دشمن است. ازدواج در سازمان ممنوع است و هيچ زن و شوهري جز مسعود و مريم رجوي در ساختار سازمان وجود ندارد.


"ابراهيم خدابنده" متولد 1332 در تهران است. سال 1350 بعد از گرفتن ديپلم، براي ادامه تحصيل راهي انگلستان شده و موفق به گرفتن فوق‌ليسانس مهندسي برق مي‌شود. مي‌گويد سال 59 جذب انجمن اسلامي لندن شده و همزمان شاخه انگليس سازمان مجاهدين خلق او را جذب مي‌كند.

به عقيده خدابنده، هر كسي عضو سازمان مجاهدين خلق است به خاطر شستشوي ذهني‌اي كه رويش مي‌شود فكر مي‌كند كه مسعود رجوي قدرقدرت است. درست مانند كودكي كه فكر مي‌كند پدرش قدرتمندترين فرد روي زمين است و نمي‌داند كه در روياهاي كودكانه خود سير مي‌كند.

او تا سال 1382 درگير اين توهم بوده، ولي اين شانس را پيدا مي‌كند كه حباب توهمش شكسته شود. به قول او حتما دعاي مادرش پشت سرش بوده كه سرانجام باعث مي‌شود تا راه زندگي‌اش در ميانسالي روشن شده و بتواند حقيقت را دريابد.

خدابنده كه در آغاز جواني از ايران مي‌رود در سال 82، يعني در آغاز ميانسالي به ايران برمي‌گردد و از آن موقع تاكنون روي مطالعه فرقه‌ها متمركز شده است.

گفت‌وگوي "جام‌جم" با اين عضو سابق گروهك تروريستي سازمان مجاهدين خلق (‌منافقين) را پيش‌رو داريد.

شما دقيقا از چه زماني با سازمان آشنا شديد؟
آشنايي من با سازمان در سال 1359 در چارچوب انجمن اسلامي صورت گرفت. مركز اتحاديه انجمن‌هاي اسلامي در آلمان بود و در شهر‌هاي ديگري از جمله نيوكاسل كه من در آن زندگي مي‌كردم، ‌نمايندگي داشت. 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط عباس | لینک ثابت |

پشیمان از تحریم نفت
موضوع: کاریکاتور پنجشنبه 27 بهمن1390 3:19

نوشته شده توسط عباس | لینک ثابت |

طرح پیش دستی ایران در تحریم نفتی اروپا + کاریکاتور
موضوع: کاریکاتور پنجشنبه 27 بهمن1390 3:17

نوشته شده توسط عباس | لینک ثابت |

تحریم نفت اروپا + کاریکاتور
موضوع: کاریکاتور پنجشنبه 27 بهمن1390 3:0
وزیر نفت : فروش نفت به اروپا را قطعا قطع میکنیم !

منتشر شده در فارس

برچسب‌ها: کاریکاتور بحران اقتصادی اروپاکاریکاتور سیاسیکاریکاتور تحریم
نوشته شده توسط عباس | لینک ثابت |

حضور ضد انقلاب در تظاهرات مردم آمریکا در حمایت از ایران + کایکاتور
موضوع: کاریکاتور پنجشنبه 27 بهمن1390 2:47

در حاشیه حضور ضد انقلاب در "تظاهرات مردم آمریکا در حمایت از ایران"

نوشته شده توسط عباس | لینک ثابت |

کمک آل سعود به فتنه گران + کاریکاتور
موضوع: کاریکاتور پنجشنبه 27 بهمن1390 2:35


نوشته شده توسط عباس | لینک ثابت |

شان استون پسر الیور استون مسلمان شیعه شد
موضوع: مطالب جالب وخواندنی+عکس پنجشنبه 27 بهمن1390 2:29

استون، فیلمساز آمریکایی به منظور تشرف به دین اسلام چند روزی است که در اصفهان به سر می‌برد؛ او با قرائت شهادتین به دین اسلام و مذهب شیعه روی آورد.
 "شان استون"، پسر "الیور استون"، فیلمساز بزرگ آمریکایی ظهر دیروز (۲۵ بهمن ماه) با حضور در دفتر آیت الله ناصری واقع در اصفهان به دین اسلام مشرف شد و نام پیشوای اول شیعیان امیرالمومنین علیعلیه السلام را برای خود برگزید.

بنا بر این گزارش، شان استون که خود نیز در زمینه فیلمسازی فعالیت می‌کند، مدتی پیش برای حضور در همایشی با موضوع بررسی فیلم‌های هالیوودی به ایران آمد و طی حضورش در ایران با "فرج الله سلحشور" نیز دیدار کرد.

استون به منظور تشرف به دین اسلام چند روزی است که در اصفهان به سر می‌برد؛ او با قرائت شهادتین به دین اسلام و مذهب شیعه روی آورد.

بنا بر این گزارش، "علی استون" که پیش از این نیز گردن بندی با تصویر شمشیر ذوالفقار حضرت علی علیه السلام بر گردن می‌آویخت، راجع به این کارش در گفت‌وگویی گفت: «دوستی لبنانی دارم که مسلمان است و به حضرت علی علاقه بسیاری دارد. او معتقد است اگر همواره نشانه‌ای از این بزرگوار با خود داشته باشی از گزند دشمنانت محفوظ خواهی بود و من هم به همین منظور این گردن بند را بر گردنم می‌آویزم و همواره روی قلبم است و به من آرامش می‌دهد.»

نوشته شده توسط عباس | لینک ثابت |


basirat313.blogfa.com & Designer: shobeir ghaderi